در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

block [stone]

قابل (بنایی)، قطعه دارای سطح صاف، مجتمع، بلوک (ساختمان)

blocking

انسداد، بستن، مسدود کردن

blossoming

شکوفه، گل، شکوفه کردن، بزرگ شدن، شکوفا شدن، رشد کردن

blowhole

حباب هوا (در اجسام ریختگی)

board

تخته، تابلو، شورا، هیأت، کمیته، هیأت مدیره، هیأت رییسه

board (bus stop)

تابلوی تبلیغاتی نصب شده در ایستگاه اتوبوس

صفحه  46  از  445