در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

bleeding

آب انداختن، شیره‌دهی (بتن)، رو زدن (قیر)

blind a/

کور، نابینا، مستور، پنهان، بسته از هر سو، کاذب،‌کور (معماری)، نوربند

blind arch

قوس کاذب، قوس اجرا شده روی دیوار (آرک تزیینی)

blind crossing

محل عبور نابینایان، گذرگاه نابینایان

blinding [pavement]

لایه تسطیح، بتن نظافت (پی)، ریگ پاشی (آسفالت راه)، پرکردن، کور کردن (چاه)

blinker

چراغ چشمک‌زن، چراغ راهنما

blister

تاول (اندود، رنگ)، آبله‌ زدن

block

مجموعه آپارتمانی

block diagram

نمودار کلی، نمودار عمومی، نمودار بلوکی، نمودار جعبه‌ای

block paving

اجرای روسازی به صورت قطعه‌ای، اجرای روسازی بلوکی

block spot

نقطه سیاه، نقطه حادثه‌خیز

صفحه  45  از  445