در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
bell
ناقوس، زنگ
bell guide - bowl
دستگاه ابزارگیری
bell shaped valve
شیر ناقوس
bell valve
شیر ناقوسی
bellows
فانوس
bellows valve
شیر فانوس
belly band - belly bust
کمربند ایمنی
below – surface road
راه زیرزمینی
belt (front)
کمربند صندلی جلو (وسیله نقلیه)
belt (green)
کمربند سبز
belt (inertia reel)
کمربند قرقرهای قفل شونده
belt (lap – and – diagonal)
کمربند شکمی و مورب
belt (lap)
کمربند شکمی
belt (safety)
کمربند ایمنی
belt (seat)
کمربند ایمنی
belt (three – point)
کمربند ایمنی با سه نقطه اتصال (به بدن)
belt (two – point)
کمربند ایمنی با دو نقطه اتصال (به بدن)
belt (unfasten one's seat)
باز کردن کمربند ایمنی
belt (year)
کمربند عقب (وسیله نقلیه)
belt drive - belt gearing - belt driving - belting
انتقال نیرو با تسمه
belt driven pump
تلمبه تسمه گرد
belt highway [USA]
راه فرعی، راه کمربندی [اصطلاح آمریکایی]
belt of folded strata - bow area
ناحیه چین خورده
belt pulley
چرخ تسمه، چرخ دواری که به کمک تسمه به حرکت در میآید.
belt road
جاده کمربندی
belt [fastening]
کمربند
belt [transmission]
تسمه [انتقال]
beltway
جاده کمربندی، مسیر کمربندی
bench (test)
سکوی آزمایش، جایگاه آزمایش
bench mark
نشانه مبداء
bench [USA]
نیمکت، سکو، جایگاه [اصطلاح آمریکایی]
bend
پیچ، قوس، خم، پیچیدن، خم کردن، دولا کردن
bend (dangerous)
پیچ خطرناک
bend (hairpin)
مارپیچ، قوس Uشکل، پیچ تند، قوس نعلی شکل، قوس سر پایین، قوس سرسنجاقی
bend (left – hand)
پیچ چپ گرد
bend (posting of)
نصب علایم راهنما در پیچ
bend (right – hand)
قوس راست گرد
bend - bending
خم
bend - bow
قوس
bend banking
بر بلندی پیچ
bend correction
اصلاح پیچ
bend enterance
ورودی پیچ
bend exit
خروجی پیچ
bend of ground
خم زمین
bend radius
شعاع پیچ
bend reprofiling
تجدید نیمرخ قوس، تجدید پروفیل قوس
bend superelevation
دورِ قوس، بر بلندی پیچ
bendiness [road]
میزان خمیدگی [راه]
bending
خمیدگی، خمشی، خمش
bending coefficient
ضریب خمش
bending moment
لنگر خمیدگی، لنگر خمشی
bending strain - bending stress
کرنش خمشی
bending strength
مقاومت خمشی
bending stress
تنش خمشی
bending tensile test
آزمایش کشش ناشی از خمش
bends
بیماری افت فشار
bends for x km
تعداد پیچها (قوسها) در x کیلومتر
beneficiary
ذینفع، بهرهبردار
benefit
سود، قایده، مزیت، منفعت، نفع، امتیاز، حسن، فایده رساندن، مفید بودن
benefit (direct)
سود مستقیم
صفحه 40 از 445