در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

telemeter

مسافت‌یاب، مسافت‌سنج، دورسنج، دوریاب

telephone

تلفن، تلفن زدن، تلفن کردن

teleprinter

دورنویس، تلگراف دورنگار، دورچاپگر

teletypewriter

دورنویس، تلگراف دورنگار، دورچاپگر

telex

تلکس، تلکس کردن، با تلکس فرستادن، تلکس زدن

teller

صندوق‌دار، تحویل‌دار

temporary a/

موقت، موقتی، گذرا، زودگذر، آنی

temporary signing

علامت‌گذاری (پیغام) موقت، نصب علایم (تابلو) موقت

tenant

اجاره‌نشین، مستأجر، متصرف

tendency

تمایل، گرایش، میل، رغبت، کشش

tender

مناقصه، مزایده، پیشنهاد قیمت، در مناقصه شرکت کردن، در مزایده شرکت کردن، پیشنهاد قیمت دادن

tender reception

دریافت پیشنهاد (قیمت در مزایده یا مناقصه)

صفحه  391  از  445