در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

storage

انباشت، ذخیره‌سازی، انبار، مخزن، نگهداری، (هزینه) انبارداری، حق انبارداری، حافظه (کامپیوتر)

storage bin

محفظه ذخیره‌سازی، سیلوی ذخیره‌سازی، انبار ذخیره‌سازی

storage lane

خط عبوری ذخیره، خط انتظار (گردش به چپ)

store

ذخیره، انبار، اندوخته، موجودی، مخزن، حافظه، انباره (کامپیوتر)، مغازه، دکان، فروشگاه، ذخیره کردن، انبار کردن، اندوختن، جمع کردن، در انبار گذاشتن، انباشتن، پر کردن، جا دادن

storm

طوفان، کولاک، غلیان، یورش، آشوب، بلوا

straight a/

مستقیم، راست (جاده، خط)، صاف، منظم، مرتب، آراسته، صادق، درستکار، عادی، معمولی، بلافاصله، فوری، صراحتاً، رک و راست

strain

تغییر شکل نسبی، کرنش (مصالح)، کشیدن، محکم کشیدن، فشار آوردن، صدمه زدن، از حد فراتر رفتن

strain gauge

دستگاه اندازه‌گیری تغییر شکل نسبی، کرنش‌سنج

strand

بافه، سیم‌بافته (بتن پیش‌تنیده)، نخ، سیم، مفتول، ساحل شنی، ساحل ماسه‌ای، به گِل نشستن (کشتی)

strap

تسمه (فلزی)، تیر تسمه (پی‌سازی)، بست رکابی (بتن مسلح)، بند، تسمه، نوار، بستن، محکم کردن، بانداژ کردن

strategic

استراتژیک، سوق‌الجیشی، راهبردی، اساسی، مهم، حساس

strategy

راهبرد، سیاست، برنامه، نقشه، تدبیر، مدیریت، برنامه‌ریزی، استراتژی

strategy (corporate)

راهبرد یک سازمان یا شرکت با هدف دستیابی به موفقیت تجاری در بلندمدت

stratification

لایه‌بندی (بتن)، چینه‌بندی (زمین‌شناسی)

stratified sample

نمونه تصادفی انتخاب‌شده از هر لایه یک جمعیت طبقه‌بندی شده

صفحه  374  از  445