در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

barracks

قرارگاه، پادگان، خوابگاه سربازان

barren land[USA]

زمین لم یزرع، زمین بایر [اصطلاح آمریکایی]

barren [USA]

لم یزرع، بایر، برهوت [اصطلاح آمریکایی]

barrier

حصار، حفاظ، راه‌بند، سد

barrier kerb

جدول بازدارنده، جدول غیرقابل عبور (با اتومبیل)، جدول بلند

barriered level crossing

تقاطع همسطح (راه با راه‌آهن) راه‌بنددار، تقاطع همسطح دارای مستحفظ

bars (jiggle)

میله‌های لرزآور، میله‌های اخطار، میله‌های هشدار

صفحه  36  از  445