در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

slowdown

کاهش، نقصان، افت، کم‌کاری، کندکاری

slum

حلبی‌آباد، محله زاغه‌نشینان

slump

نشست، افت (بتن، ملات)

slurry

گل روان، گل حفاری، دوغاب

small

کوچک، کم، اندک، جزء، بی‌اهمیت، جزیی، ناچیز

small market town

شهر کوچکی که در آن در زمان‌های منظم بازار مکاره برگزار می‌شود.

smart

باهوش، هوشمند، زرنگ، سریع، تند

smog

مه‌دود، دودمه

smoke

دود، دود کردن، دود دادن، دود زدن

smooth

صاف، هموار (سطح، جاده)، آرام (دریا)، نرم، لطیف، بی دردسر، راحت، بدون اصطکاک (مکانیک)، صاف کردن، صیقل دادن پرداخت کردن

smoother

ماله، صیقل دهنده، سمباده

snow

برف، ریزش برف، بارش برف، برف آمدن، برف باریدن

« ۳۵۷  ۳۵۸  ۳۵۹ ۳۶۰ »
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۵۹ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰