در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

sitting

جلسه، نشست، اجلاس، نوبت، بار (انجام کاری معین)

situation

موقعیت، حالت، وضعیت، وضع، اوضاع، شرایط، محل، مکان، جا

size

اندازه، قد، بزرگی، کوچکی، مبلغ (پول)، اندازه، وسعت (زمین)، سایز

size (mesh)

تعداد خانه‌های مشبک در هر اینچ از الک که ذرات و دانه‌های معین از آن عبور می‌کنند.

sketch

طرح، کلیات، شرح مختصر، خطوط اصلی، نمای کلی، طرح کشیدن، طراحی کردن

skew a/

مایل، مورب، اُریب، کج

skew crossing

تقاطع مورب، تقاطع اریب، تقاطع کج

ski lift

تله‌اسکی، بالابر برای اسکی‌بازان

skid

سرش، لغزش، لغزیدن، سُر خوردن، لیز خوردن، سُریدن

skid mark

اثر به جا مانده از لغزش، علامت سُر خوردن، خط ترمز

skin

پوست، پوستی، جلدی، غلاف، پوسته، پوشش، روکش، رویه

skip

پرش، جست، کانتینر نخاله، ظرف نخاله، جای زباله، پریدن، جهیدن، چیزی را از قلم انداختن، چشم پوشیدن، صرف نظر کردن، حذف کردن، کنار گذاشتن

skip (builder’s)

نوعی محفظه روباز بزرگ مخصوص نگهداری مصالح ساختمانی یا جابجایی و دفع نخاله‌های ساختمانی که می‌تواند توسط یک وسیله نقلیه جاده‌ای (کامیون) حمل شود.

skipping

حذف، صرف‌نظر، چشم‌پوشی

skylight

نورگیر سقفی، نورگیر بام

slab

دال، تاوه (سازه)، صفحه

« ۳۵۴  ۳۵۵  ۳۵۶ ۳۵۷ »
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۵۶ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰