در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

show

نمایشگاه، برنامه (رادیو، تلویزیون)، نشان دادن، نمایش دادن، به نمایش گذاشتن، ثابت کردن، توضیح دادن، روشن ساختن، راهنمایی کردن

shower

رگبار، باران شدید، دوش

shred

تکه، رشته، ذره، ریزه، ریز ریز کردن، خرد شدن، تکه تکه کردن

shrinkage

آبرفتگی، جمع‌شدگی (بتن، ملات)، انقباض (خاک)

shunt

به خط دیگر انداختن، خط را عوض کردن (لوکوموتیو، واگن)، منتقل کردن، خط عوض کردن (قطار)

shutdown

تعطیل، بسته بودن، توقف

shutter

پشت پنجره، پنجره کرکره‌ای، در کرکره‌ای

shuttle

خط ثابت، خط هر روزه، خط رفت و برگشت (هواپیما، قطار، اتوبوس)، رفت و برگشت کردن، رفت و آمد کردن

shuttle bus service

سرویس اتوبوس رفت و برگشت بین یک مبدأ و مقصد معین (مثلاً فرودگاه و مرکز شهر)

shy distance [USA]

فاصله میان وسایل نقلیه، فاصله اطمینان‌بخش از موانع

sick

مریض، بیمار، ناخوش، بدحال

side

طرف، سواره‌رو، کنار، پهلو، بغل، جنب، جنبی، جانبی، کناری، فرعی، سمت، جهت، جنبه، وجه، دیدگاه، بخش، قسمت

side collision

برخورد از پهلو، تصادف کناری، برخورد جانبی

« ۳۴۴  ۳۴۵  ۳۴۶ ۳۴۷ »
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۴۶ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰