در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

setting

گیرش (ملات، بتن)، فرش کاری، چیدن (بنایی)، تنظیم، نصب، کارگذاری

settle

مستقر شدن، مقیم شدن، اقامت گزیدن، ساکن شدن، سکونت گزیدن، قرار گرفتن، فرو نشستن، فروکش کردن، ته‌نشین شدن، رسوب کردن، به توافق رسیدن، پرداختن، تسویه کردن

severe

تند، سخت، خش، شاق، طاقت‌فرسا، سختگیرانه، سختگیر، انعطاف‌ناپذیر، شدید، عمیق، جدی، دشوار، مشکل

severity

شدت، سختی، وخامت، خشونت

sewage

فاضلاب، هرزآب، گنداب

sewer

لوله فاضلاب، مجرای فاضلاب، گنداب‌رو

sewer (main)

لوله اصلی فاضلاب، مجرای اصلی فاضلاب، فاضلاب‌روی اصلی

sewerage

شبکه فاضلاب، سیستم فاضلاب

shade

سایه، سایبان، حباب، آفتابگیر، تاریکی، سیاهی، درجه رنگ، اختلاف جزیی، تفاوت اندک، سایه انداختن، سایبان قرار دادن

shaded area

منطقه سایه‌دار، ناحیه هاشورخورده

shading

سایه‌زنی، سایه‌اندازی، سایه‌سازی

shadow

سایه، تاریکی، سیاهی، سایه انداختن، تاریک کردن

shaft

بدنه (ستون شمع)، میله (چاه، دودکش)، چاه، مجرای قائم، تنه، میل، محور، شافت، چاله (آسانسور)

صفحه  343  از  445