در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

sensitivity

حساسیت، توجه، میزان حساسیت، میزان توجه

separate

جدا، جداگانه، مجزا، سوا، جدا شدن، متفاوت شدن، سوا شدن، مجزا شدن، تجزیه شدن، تفکیک شدن، جدا کردن، تقسیم کردن، سوا کردن، مجزا کردن، تجزیه کردن، تفکیک کردن

separation

جداسازی، تفکیک، جدایی، تجزیه، سوا کردن، جدا کردن

sequence

توالی، تسلسل، ترتیب، سلسله، زنجیره، رشته

serial

به ترتیب، پشت سر هم، متوالی، سری، مسلسل، سریال

series

رشته، سلسله، سری، ردیف، زنجیره، مجموعه، دوره (کتاب)، سری (برق)

series (in)

به صورت سری، سری‌وار، به روش هم‌پیوند (برق)

serious

جدی، سنگین، مهم، خطرناک، سخت، شدید، فاحش، بزرگ، حاد، حساس، خطیر

serrated

مضرس، اره‌ای، دندانه‌دار

serve

خدمت کردن، کار کردن، انجام وظیفه کردن، پذیرایی کردن، راه انداختن، تجهیز کردن، رفتار کردن، سپری کردن، صرف کردن

service

خدمت، سرویس، کار، انجام وظیفه، سیستم خدمات (عمومی)، خدمات شهری، اتوبوس، قطار، رسیدگی، تعمیر، سرویس کردن، رسیدگی کردن، تعمیر کردن، نیازها را تأمین کردن، سرویس دادن

« ۳۳۹  ۳۴۰  ۳۴۱ ۳۴۲ »
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۴۱ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰