در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
sealant failure
ترک ماده درزگیر، گسیختگی ماده درزگیر
sealed joint
درز آببندی شده
sealed – beam lamp
لامپ رشتهای انعکاسی، لامپ متشکل از فیلامان، بازتاب دهنده و عدسی
sealing
درزگیری، آببندی
sealing (crack)
درزگیری ترک
sealing (joint)
درزگیری، آببندی کردن درز، پر کردن درز، درزبندی
sealing coat
لایه عایقبندی، اندود آببندی، قشر درزگیری
sealing compound
ترکیب درزبند
sealing compound (joint)
ماده درزگیر، ماده پرکننده درز، ترکیب درزبندی
seam
درز، لایه، رگه
seam (wolded)
درز جوشی
seam joint
درز اتصال
seamless a/
بدون درز، یک تکه
seaport
بندر، شهر بندری
search
تحقیق، بررسی، جستجو، پژوهش، گشتن، جستجو کردن، بازرسی کردن، کاویدن، پژوهش کردن
seaside
کنار دریا، ساحلی، (مربوط به) کنار دریا
seaside resort
استراحتگاه کنار دریا
season
فصل، موسم، موقع، ایام، بلیط فصلی (در بریتانیا)
season (dry)
فصل خشک
season (rainy)
فصل بارانی، فصل پرباران
season (wet)
فصل پرباران، فصل مرطوب
season charge
تعرفه فصلی
season customers [cat park]
مشتریان فصلی [پارکینگ]
season pass [parking]
مجوز فصلی [پارکینگ]
season ticket
بلیط تمامفصل
season ticket holder
دارنده بلیط تمامفصل
seasonal a/
فصلی، موسمی، (مربوط به) فصل، مناسب فصل
seasonal effect
اثر فصلی، تأثیر موسمی
seasonal migration
مهاجرت فصلی، مهاجرت موسمی، جابجایی فصلی
seasonal variation
تغییر فصلی، نوسان فصلی
seat
صندلی، جایگاه، مقرّ، کانون، پایگاه، نشاندن، جا دادن
seat (back)
صندلی عقب، صندلی پشتی (وسیله نقلیه)
seat (county)
مرکز استان، مرکز ناحیه، حاکمنشین
seat (folding)
صندلی تاشو، صندلی قابل جمع شدن
seat (front)
صندلی جلو
seat (rear)
صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)
seat (reclining)
صندلی با پشتی متحرک
seat belt
کمربند ایمنی
seat belt (fasten one’s)
بستن کمربند ایمنی
seat belt (unfasten one’s)
باز کردن کمربند ایمنی
seat belt (wearing of)
بستن کمربند ایمنی
seat harness
کمربند ایمنی صندلی
seated passenger capacity
ظرفیت مسافران نشسته
seating
جاهای نشستن، صندلیها، محل استقرار
seating capacity
ظرفیت نشسته
seats (tier of)
ردیف صندلیها
secant modulus
ضریب ارتجاعی وتری (مکانیک مواد)
secant piles
شمعهای سکانت، شمعهای قاطع
second
دومین، دوم، دومی، دیگر، اضافی، درجه دو، ثانیه، لحظه، دقیقه، آن
second (bits per)
تعداد بیت در ثانیه
second (characters per)
تعداد کاراکتر در ثانیه
second degree
درجه دوم (سوختگی یا قتل)
second hand
دست دوم، مستعمل
second home
خانه دوم، منزلگاه دوم، اقامتگاه دوم
second name
نام خانوادگی
secondary
ثانوی، فرعی، جنبی، متوسطه (آموزشی)، در درجه دوم اهمیت
secondary effect
اثر ثانویه، تأثیر ثانویه
secondary expenditure
هزینه ثانویه، مخارج فرعی
secondary modern school
کالج آموزش متوسطه
secondary road
راه درجه دو، جاده فرعی
صفحه 338 از 445