در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

sanitary a/

بهداشتی، مبتنی بر اصول بهداشت، (مربوط به) بهداشت

sanitation

بهداشت عمومی، سلامت عمومی، سازمان بهداشت، تأسیسات بهداشتی، سیستم تخلیه فاضلاب

satellite

ماه، قمر، ماهواره، قمر مصنوعی، (کشور) تابع، (کشور) وابسته

satisfaction

رضایت، رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی، برآوردن، رفع، موجب رضایت، اسباب رضایت، پاسخ مقتضی، جبران، تلاقی، تأدیه، بازپرداخت (قرض)

satisfy

راضی کردن، خشنود کردن، برآورده کردن، رفع کردن، قانع کردن، متقاعد کردن، ادا کردن، تأدیه کردن (قرض)

saturate

(در آب) خیساندن، کاملاً خیس کردن، پر کردن، انباشتن، اشباع کردن

saturation

اشباع، خیس کردن، خیس شدن، ترشدگی، خیس‌شدگی، کامل، سراسری

save

نجات دادن، رهانیدن، خلاص کردن، مصون داشتن، ذخیره کردن، حفظ کردن، صرفه‌جویی کردن، پس‌انداز کردن، پول جمع کردن

saving time (daylight)

زمان قراردادی محلی، زمان تابستانی (جلو کشیدن ساعات اداری برای استفاده از روشنایی روز در تابستان)

savings

پس‌انداز، صرفه‌جویی

saw

اره، اره کردن، اره کشیدن

scabbing

گرشدگی (روسازی)، قلوه‌کن شدن (بتن)

scaffolding

داربست‌زنی، چوب‌بست، داربست

scale

درجه‌بندی، درجه، مقیاس، دستگاه اندازه‌گیری، سنجه، رتبه، پایه، ردیف، حد، سطح، میزان، کفه (ترازو)، ترازو

scale model

مدل مقیاس، نمونه کوچک یا بزرگ شده

scan

به دقت از نظر گذراندن، بررسی کردن، دقیق شدن، اسکن کردن، نگاه اجمالی کردن

صفحه  335  از  445