در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

roughness

زبری، ناصافی، ناهمواری، تندی، خشونت، تلاطم

round

گِرد، کروی، گلوله‌ای، دایره‌وار، حلقوی، مدور، کامل، تمام، به عقب، برعکس، دور، چرخ، گرداگرد، به اطراف، از همه طرف، روند، مرحله، نوبت، یار، گِرد کردن، دور زدن، دور چرخیدن، دور گشتن

round – trip

سفر رفت‌وبرگشت، سفر با مبدأ و مقصد یکسان

roundabout

میدان، فلکه، غیر مستقیم، انحرافی (راه)

rounded

گِرد، کروی، مدور، گِردشده، سرراست، بی‌نقص، کمال‌یافته، تمام و کمال

route (bus)

مسیر حرکت اتوبوس، خط ویژه اتوبوس

route (signed)

مسیر تابلودار، مسیر علامت‌گذاری شده

route (signposted)

مسیر علامت‌گذاری شده، مسیر تابلوگذاری‌شده

route signing

علامت‌دهی مسیر، علامت‌گذاری مسیر

route signing plan

نقشه علامت‌گذاری مسیر، پلان علامت‌گذاری مسیر

routine

روال عادی، جریان عادی، کار روزمره، کار تکراری، عادی، همیشگی، معمولی، روزمره

«‹ ۳۲۸  ۳۲۹  ۳۳۰ ۳۳۱ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۳۰ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰