در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rolling

غلتک‌زنی، مواج، موج‌دار، با پستی و بلندی، متناوب، چرخه‌ای، دوره‌ای

rolling stock

تجهیزات متحرک ریلی، وسایل نقلیه ریلی

roof

بام، پشت بام، طاق، سقف، سقف‌زدن، تاق زدن، پوشاندن

roofing

پوشش بام (ورق، لوح، سفال)، سقف‌بندی، سقف‌زنی

room

اتاق، جا، فضا، امکان، مجال، فرصت، هم‌اتاق بودن، هم‌خانه بودن

root

ریشه، علت، سرچشمه، منشأ، بنیاد، اصل، پایه، اساس، ریشه دواندن، ریشه دادن، کاشتن (گیاه)

rope

طناب، ریسان، رشته، بند (با طناب) بستن، به هم بستن

rotary current

جریان گردشی، جریان دوار (اقیانوس‌شناسی)

rotary [USA] a/

چرخشی، دورانی، دوار، گردان، میدان، فلکه [اصطلاح آمریکایی]

rotate

چرخیدن، گردیدن، گشتن، به نوبت آمدن، نوبتی آمدن

rotation

گردش، چرخش، دوران، دور، چرخ، نوبت، نوبتی بودن

rough

ناهموار، ناصاف، پر از پستی و بلندی (زمین، راه و ...)، زبر، خشن (سطح و ...)، درشت، درشت‌بافت، بتند و تیز، ‌بد، طوفانی، متلاطم، ناآرام، نامیزان، نامنظم، طرح اولیه، طرح خام

rough estimate

برآورد محاسبه نشده، برآورد غیر دقیق

rough grading

کارهای خاکی اولیه، شیب‌بندی اولیه

صفحه  329  از  445