در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

retention

حفظ، نگهداری، استفاده، ابقا، جلوگیری، تضمین، نگهداشت (هیدرولوژی)

retiming

زمان‌بندی دوباره، زمان‌سنجی مجدد، تنظیم دوباره زمان

retire

بازنشسته شدن، متقاعد شدن،‌ عقب‌نشینی کردن، عقب نشستن، انزوا گزیدن، خلوت کردن

retread

لاستیک روکش‌شده، لاستیک آج‌انداخته، آج انداختن، روکش کردن (لاستیک ماشین)

retrieve

بازیافتن، پیدا کردن، بازیابی کردن، جبران کردن، اصلاح کردن

retroreflector

سطح یا دستگاهی که پرتوهای تابیده شده به آن را به منبع تابش بازتاب می‌دهد.

return

برگشت، بازگشت، مراجعت، رسیدن، رفتن، آمدن، ارسال، استرداد، عودت، گزارش، اظهارنامه، سود، بازده، بهره، کارکرد، عایدی، بلیط رفت‌وبرگشت، بلیط دوسره، برگشتن، بازگشتن، مراجعت کردن، دوباره ظاهر شدن، برگرداندن، باز پس فرستادن، مسترد داشتن، تلاقی کردن، جبران کردن، گزارش کردن، ...

reusable a/

چند بار مصرف، قابل استفاده مجدد، قابل مصرف مجدد

reuse

استفاده مجدد، مصرف مجدد، دوباره استفاده کردن، دوباره مصرف کردن، دوباره به کار بردن

reused

سنگفرش دوباره مصرف شده

revaluate

ارزیابی مجدد کردن، مجدداً برآورد قیمت کردن

revaluation

ارزیابی مجدد، ترمیم ارزش پول، ترقی، افزایش ارزش

revenue

درآمد، عایدی، درآمد دولت

reverberation

انعکاس، بازتاب، بازگشت، طنین، پژواک، پیامد، نتیجه

reversal

عکس، صورت عکس، معکوس، نقض، ضد، خلاف، وارونه، تغییر

reverse

مخالف، مغایر، متناقض، معکوس، برعکس، متضاد، واژگون، وارونه، نقطه مقابل، دنده عقب، دور زدن با دنده عقب، برعکس کردن، معکوس کردن، با دنده عقب بردن، عقب گذاشتن، تغییر دادن، عوض کردن، معکوس کار کردن (موتور)

«‹ ۳۱۷  ۳۱۸  ۳۱۹ ۳۲۰ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۱۹ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰