در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

refurbish

تعمیر کردن، مرمت کردن، بهتر کردن، تقویت کردن، تکمیل کردن

refusal

رد، امتناع، خودداری، ابا، استنکاف، اولویت خرید، حق تقدم، حق خرید

refusal to accept

امتناع از دریافت، امتناع از پذیرش، نکول (برات)

refusal to give way

راه ندادن، نپذیرفتن حق تقدم طرف مقابل، امتناع کردن از رعایت حق تقدم

refuse

ضایعات، زباله، آشغال، فضولات، پس‌مانده، تفاله، جواب رد دادن، رد کردن، حاشا کردن، امتناع کردن، خودداری کردن، استنکاف ورزیدن

regenerate

حیات تازه‌یافته، نوشده، از نو شکوفا شده، احیا شده، جان تازه بخشیدن، احیا کردن، دوباره زنده کردن، اصلاح کردن، بهتر کردن، اصلاح شدن، بهتر شدن، دوباره رشد کردن، دوباره روییدن

region

منطقه، ناحیه، حوزه، قلمرو

regional

منطقه‌ای، ناحیه‌ای، محلی، ولایتی

regional rapid transit system

سیستم حمل‌ونقل سریع‌السیر منطقه‌ای، سیستم ترانزیت سریع‌السیر منطقه‌ای

register

دفتر، دفتر ثبت، صورت اسامی، دستگاه ثبت، ماشین ثبت، نام‌نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن، کتباً مطرح کردن، نشان دادن، نمودار ساختن، سفارشی فرستادن، سفارشی کردن (نامه، بار و ...)

registered

ثبت‌نام شده، ثبت شده، به ثبت رسیده، سفارشی (نامه)

registration

ثبت، شماره‌گذاری، ثبت‌نام، نام‌نویسی

registry office

اداره ثبت، دفتر اسناد رسمی، محضر، دفترخانه، اداره، ثبت احوال

regrading

درجه‌بندی مجدد، شیب‌بندی مجدد، ترازبندی مجدد

regression

رگرسیون، پس‌روی، بازگشت به عقب، پس‌رفت، سیر قهقرایی

regroup

از نو گروه‌بندی کردن، از نو سازماندهی کردن، از نو سازمان یافتن، تجدید سازمان کردن

regular

منظم، مرتب، قانونمند، متعارف، باقاعده، متقارن، عادی، معمولی، همیشگی، دایمی، ثابت، مستمر، نازل، مناسب (قیمت)، تمام و کمال، تام و تمام، کامل

regular commuter

مسافر دایمی (سفر رفت‌وبرگشت میان شهر و حومه)

«‹ ۳۰۹  ۳۱۰  ۳۱۱ ۳۱۲ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۱۱ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰