refer اشاره کردن، سخن به میان آوردن، یاد کردن، مربوط بودن، ارتباط داشتن، شامل شدن، مراجعه کردن، رجوع کردن، نگاه کردن
reflect منعکس کردن، بازتاباندن، برگرداندن، نشان دادن، نشاندهنده بودن، حکایت داشتن، بازنمودن، اندیشیدن، فکر کردن، تأمل کردن
reform اصلاح، رفرم، اصلاحی، اصلاح شدن، اصلاح کردن، تجدیدنظر کردن، از نو تشکیل شدن، دوباره شکل گرفتن، (دوباره) به صف شدن، (دوباره) به صف درآمدن، (دوباره) به صف درآوردن