در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
automatic master valve
شیرفرمان اصلی خودکار
automatic operation
بهرهبرداری خودکار، عملیات خودکار
automatic pilot
خلبان اتوماتیک
automatic pipe rack
خرک خودکار
automatic recording gas detector
گازیاب خود ثبت
automatic rotating blowout preventer
فوران گیر دوار خودکار
automatic ticketing
فروش خودکار بلیط
automatic traffic control
کنترل خودکار ترافیک
automatic traffic recorder
دستگاه ثبت خودکار ترافیک
automatic transmission vehicle
وسیله نقلیه دنده اتوماتیک
automatic vehicle monitoring
کنترل خودکار وسیله نقلیه
automatic vehicle navigation
هدایت خودکار وسیله نقلیه
automatic vehicle weighing
توزین خودکار وسیله نقلیه، وزن کردن وسیله نقلیه به طور اتوماتیک
automation
اتوماسیون، اتوماتیکسازی، خودکار کردن
automation (money)
اتوماسیون سیستم پولی
automation (office)
اتوماسیون اداری
automation (ticket)
دستگاه خودکار فروش بلیط
automobile
اتومبیل، خودرو، سواری، ماشین
automobile inspection
بازرسی اتومبیل، بازدیداتومبیل، معاینه خودرو
automobile insurance
بیمه اتومبیل
automobile manufacturing company
کارخانه اتومبیلسازی، کارخانه تولید اتومبیل
automobile occupancy
اشغال اتومبیل
automobile ownership
مالکیت اتومبیل، تملک خودرو
automobile usage
کاربری اتومبیل، استفاده از اتومبیل
automotive
مربوط به خودرو (اتومبیل)
automotive industry
صنعت اتومبیلسازی
autonomy
خودمختاری، استقلال، آزادی عملی
autopilot
خلبان اتوماتیک
autopsy
تشریح اموات، کالبد شکافی
autosilo
محل توقف و پارک اتومبیل (پارکینگ)
auxiliary a/
امدادی، کمکی، اضافی، فرعی، یدکی
auxiliary float
شناور کمکی
auxiliary hoist - auxiliary winch - cartworks
چرخ بالابر کمکی
auxiliary lane
خط عبوری کمکی، مسیر اضافی
auxiliary memory
حافظه کمکی
auxiliary pedestal crane
جرثقیل پایه یی کمکی
auxiliary road
جاده کمکی
auxiliary sign
تابلوی کمکی
auxiliary valve - stand by valve
شیر کمکی
auxiliary works
کارهای کمکی، فعالیتهای کمکی
availability
قابلیت دسترسی، در دسترس بودن، قابلیت دستیابی
availability (data)
قابلیت دسترسی به دادهها
availability (land)
قابلیت دسترسی به زمین (محل انجام کاری)
available a/
در دسترس، قابل دسترسی، موجود، حاضر
available parking space
مکان قابل دسترسی برای پارک اتومبیل، فضای موجود برای توقف
available space [for development)
فضای موجود، فضای قابل دسترسی[برای توسعه]
available [space parking]
فضای قابل دسترس، فضای موجود[پارکینگ]
avalanche
بهمن، سیل
avalanches
حفاظت در برابر بهمن
avenue
خیابان، راه، طریق
average
میانگین، معدل، حد متوسط، حد وسط، معمولی، میانگین گرفتن
average (annual daily)
متوسط روزانه در سال
average (weekday)
میانگین روزهای غیر تعطیل، میانگین روزهای کاری
average (weighted)
متوسط وزنی
average car occupancy
متوسط سرنشین اتومبیل
average cost
قیمت متوسط، هزینه متوسط
average daily flow (annual)
متوسط جریان روزانه در سال
average daily injection
میانگین تزریق روزانه
average daily traffic
متوسط ترافیک روزانه
average daily traffic (annual)
متوسط ترافیک روزانه در سال
صفحه 31 از 445