realize فهمیدن، دریافتن، درک کردن، پی بردن، وقوف دانستن، قبول داشتن، پذیرفتن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، نقد کردن، به نقدینه تبدیل کردن
receipt دریافت، وصول، قبض، رسید، اعلام وصول کردن، پای (صورتحساب و ...) را امضا کردن، مهر دریافت (شد) زدن
receive دریافت کردن، گرفتن، وصول کردن، استقبال کردن، پذیرایی کردن، برخورد کردن، تلقی کردن، عکسالعمل نشان دادن
recess گودی، عقبرفتگی، تورفتگی، کاو دیوار، تاقچه، محفظه، جای خالی، گوشه، کنار، عقبتر ساختن (پنجره و ...)، عقب بردن، تورفتگی ایجاد کردن، تاقچهدار کردن (دیوار)
reckless متهور، بیباک، بیپروا، بیاحتیاط، بیفکر، بیملاحظه، بیمحابا، بیتوجه، عجول، شتابزده، متهورانه، بیباکانه، عجولانه، باشتاب
reclaim بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پس گرفتن، درخواست استرداد کردن، آباد کردن، احیا کردن، بازسازی کردن (زمین)، اصلاح کردن، دوباره استخراج کردن، بازیابی کردن، دوباره جدا کردن