در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

rack

جا، تاقچه، رف (در قطار، هواپیما، اتوبوس)، پایه، قاب، آشغال‌گیر (هیدرولیک)

rack (luggage)

باربند (اتومبیل)، رف بالای سر، جای بار

racking

لاریز، هشته‌گیر پله‌ای (بنایی)، خوابیدن (قاب)

racking back

لاریز، هشته‌گیر پله‌ای (بنایی)

radar

رادار، راداری، (مربوط به) رادار

radar gun

رادار دستی، رادار تفنگی

radial

شعاعی، پرتوی، ستاره‌ای

radiant

تابان، تابنده، تشعشع، تابناک، درخشنده، درخشان، پر تلألؤ، باطراوت، بشاش، تابشی (فیزیک)

radiate

پراکندن، ساطع کردن، تاباندن، بیرون دادن، پخش کردن، تابیدن، ساطع شدن، پخش شدن

radiation

تشعشع، تابش، انرژی تابشی، پرتو، پرتوافکنی، اشعه، برداشت شعاعی (نقشه‌برداری)

radio

رادیو، (دستگاه) بی‌سیم، رادیویی، (مربوط به) رادیو، (مربوط به) بی‌سیم، بی‌سیم زدن، با بی‌سیم فرستادن، رادیویی خبر دادن

radio car

خودروی رادیو کنترل، تاکسی تلفنی، اتومبیل بی‌سیم‌دار

radio taxi

تاکسی رادیویی، تاکسی بی‌سیم، تاکسی تلفنی

radiometer

پرتوسنج، تابش‌سنج، رادیومتر

«‹ ۳۰۰  ۳۰۱  ۳۰۲ ۳۰۳ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۰۲ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰