quarter ربع، یک چهارم، چهار یک، پانزده دقیقه، فصل، سه ماه، جهت، سو، سمت، منطقه، ناحیه، محله، کوی، گروه، حمایت، چهار قسمت کردن، اسکان دادن، منزل دادن
question پرسش، سوال، مسأله، موضوع، قضیه، امر، تردید، شک، سوال کردن، پرسیدن، جویا شدن، بازجویی کردن، مورد تردید قرار دادن، تردید کردن، شک داشتن، شک کردن، زیر سوال بردن
quiet آرام، ملایم، ساکت، بیحرکت، ساکن، راکد، کساد، بیسروصدا، خلوت، بیدغدغه، بیتشویش، آرام کردن، خاموش کردن، ساکت کردن، آرام شدن، خاموش شدن، ساکت شدن
race مسابقه، رقابت، مبارزه، زورآزمایی، نژاد، نسل، نوع، تبار، دودمان، اسبدوانی، مسابقه دادن، دویدن، پشتسر گذاشتن، عجله کردن، شتاب کردن، در مسابقه شرکت کردن، در جا کار کردن (موتور)، به سرعت سپری شدن (زمان)، با عجله بردن، با شتاب بردن