در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

progressive a/

در حال پیشروی، پیش‌رونده، تدریجی، گام به گام، متوالی،‌ درحال رشد، رو به رشد، فزاینده، تصاعدی (مالیات) درحال پیشرفت، در حال توسعه، رو به توسعه، در حال ترقی

prohibit

ممنوع کردن، قدغن کردن، منع کردن، غیر ممکن ساختن، مانع شدن، جلوگیری کردن، ممانعت کردن

prohibition

ممنوعیت، منع، قانون ممنوعیت، حکم منع

project

پروژه، طرح، برنامه، تحقیق، طرح تحقیقاتی، طراحی کردن، طرح ریختن، نقشه کشیدن، برنامه‌ریزی کردن، پیش‌بینی کردن، برآورد کردن، تخمین زدن

projection

برجستگی، پیش‌آمدگی، تصویر (نقشه‌کشی)، نمایش (فیلم، اسلاید)، پیش‌بینی، برآورد، تخمین

projects (independent)

پروژه‌های مستقل، طرح‌های مستقل، پروژه‌های خودکفا، پروژه‌های خودگردان

proliferation

تکثیر، انتشار، گسترش، افزایش سریع، افزایش شدید، ازدیاد، زیادی، کثرت، تعدد

prolongation

تمدید، طولانی کردن، طولانی شدن،‌ تطویل، دنباله،‌ ادامه

prominence

برآمدگی، برجستگی، پیش‌آمدگی، اهمیت، شهرت،‌ آوازه

promote

ارتقا دادن، ترفیع دادن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن، تشویق کردن، ترغیب کردن، کمک کردن، برگزار کردن، ترتیب دادن، تبلیغ کردن

promoter

ترتیب‌دهنده، سازمان‌دهنده، بانی، حامی، پشتیبان، مدافع

promotion

ارتقا، ترفیع، ارتقای درجه، حمایت، پشتیبانی، کمک، تشویق، ترغیب، ترویج، تبلیغ، آگهی‌ تبلیغاتی

promulgate v/

اشاعه دادن، ترویج کردن، گسترش دادن، رسماً اعلام کردن، اعلان کردن (قانون و ...)

صفحه  296  از  445