در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

Profilmeter

دستگاه اندازه‌گیری نیمرخ، نیمرخ‌سنج

profit

سود، صرف، منفعت، درآمد، فایده، بهره، نفع

profitable a/

سودآور، سودده، پرمنفعت، پرسود، مقرون‌به‌صرفه، سودمند، پرفایده، مفید، پربار، بافایده

program

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

programme

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

programme (earthmoving)

برنامه جابجایی خاک، برنامه خاکبری، برنامه عملیات خاکی

programmer

برنامه‌نویس، برنامه‌ریز

programming

برنامه‌سازی، برنامه‌نویسی، تنظیم برنامه

progress

پیشروی، پیشرفت، توسعه، رشد، پیش رفتن، پیشروی کردن، جلو رفتن، پیشرفت کردن، روبه بهبود بودن، بهتر شدن، ترقی کردن، ارتقا یافتن، ادامه یافتن، پیش بردن، جلو بردن

progress payment

پرداخت پیشرفت کار، پرداخت موقت، پرداخت علی‌الحساب، پرداخت مرحله‌ای

progression

پیشروی، صعود، گذار، عبور، پیشرفت، ترقی، ارتقا، رشد، توسعه، سلسله، زنجیره، رشته، توالی، تصاعد (ریاضی)

«‹ ۲۹۳  ۲۹۴  ۲۹۵ ۲۹۶ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۹۵ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰