در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

platform

سکو، تریبون، سکوی ایستگاه (راه‌آهن)، صفه (معماری)، پاگرد (پله)

platform car

واگن تخت، واگن روباز (بدون دیواره و سقف)

platooning [USA]

سفر گروهی، تردد گروهی [اصطلاح آمریکایی]

play

بازی، تفریح، سرگرمی، سابقه، جای حرکت، فضای مانور، نقش،‌ اثر، کار، عمل، جنبش، حرکت، بازی کردن، تفریح کردن، مسابقه دادن، ایفا کردن، اجرا کردن، نقش بازی کردن، نقش بر عهده داشتن

playground

محوطه بازی، زمین بازی، تفریحگاه

plead v/

تقاضا کردن، خواهش کردن، درخواست کردن، بهانه کردن، عنوان کردن، مطرح کردن، اقامه کردن (پرونده، دعوا)، حمایت کردن، پشتیبانی کردن، دفاع کردن

pledge

قول، التزام، وعده، تعهد، عهد، پیمان، وثیقه، گرویی، قول دادن، عهد کردن، تعهد کردن، گرویی گذاشتن، وثیقه گذاشتن

plot

قطعه، قواره، تکه (زمین)، نقشه کشیدن، روی نقشه نشان دادن، روی نقشه مشخص کردن، روی نمودار نشان دادن، ردیابی کردن (کشتی، هواپیما)، رسم کردن، ترسیم کردن، قطعه قطعه کردن، تفکیک کردن

plotter

رسام، پلاتر، دستگاه نقشه‌کش

plough

خیش، مغار، شیارزن

pluck

کندن، برداشتن، برچیدن، چیدن

plucking

گَرشدگی، کچلی (روسازی راه)

plug

درپوش، سرپوش، در، سر،‌ فیش، دوشاخه، پریز (برق)، شمع (در اتومبیل)، گرفتن، بستن، مسدود کردن، بند آوردن

pocket

جیب، توانایی مالی، وسع، درآمد، کانون، نقطه، گودال،‌ حفره، جیبی، در جیب گذاشتن، به جیب زدن

point

نقطه، نوک، سر، رأس، محل، مکان، جا، لحظه،‌ آن، دم، مرحله،‌ حد، جهت (در قطب‌نما)، نکته، مسأله، موضوع، مطلب، ویژگی، مشخصه، خصیصه، معنی، مقصود، ارزش، اهمیت، اشاره کردن، با انگشت اشاره کردن، متوجه بودن، نشانه رفتن

point (junction)

نقطه اتصال (قوس)، نقطه تلاقی (منحنی کلوتوئید و قوس دایره)، سوزن انشعاب (راه‌آهن)

صفحه  283  از  445