در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

photon

فوتون، کوانتوم نوری

physical a/

فیزیکی، (مربوط به) فیزیک، جسمانی، مادی، جسمی، بدنی، (مربوط به) بدن

physical therapist

متخصص حرکت درمانی، فیزیک درمان‌گر، متخصص فیزیوتراپی

physiotherapist

فیزیوتراپیست، متخصص فیزیوتراپی، فیزیک‌درمان‌گر

pick

انتخاب، گزینش، حق انتخاب، بهترین، گلچین، کلنگ، انتخاب کردن، برگزیدن، دستچین کردن، چیدن، کندن، جمع کردن، شکستن، بریدن، کلنگ زدن

picnic area

محوطه تفریح (تفریحگاه)، منطقه پیک‌نیک، تفرجگاه

pictogram

تابلوی تصویری، تصویرنگاشت، سمبل بیان‌کننده یک پیام

picture

تصویر، نقاشی، طرح، تابلو، عکس، توصیف، شرح، وضعیت، موقعیت، مجسم کردن، تصور کردن، ترسیم کردن، تصویر کردن

pie chart

نمودار دایره‌ای، نمودار مدور

pier

جرز، پایه، شالوده ستونی (پی‌سازی)، پایه میانی (پل)

pigment

رنگدانه، رنگیزه، ماده رنگی، رنگ‌مایه

pile

شمع، تیرپایه، دستک، توده، کپه، باتری، قوه، راکتور هسته‌ای، راکتور اتمی، کپه کردن، توده کردن، تلنبار کردن، دسته کردن، جمع کردن، انباشتن

pile (sheet)

سپر فولادی، سپر تیغه‌ای (پی‌سازی)

pileup [USA]

برخورد زنجیره‌ای، تصادف زنجیره‌ای [اصطلاح آمریکایی]

pilot

خلبان، راهنما، راهنمای کشتی (دریانوردی)، آزمایشی پایلوت، (طرح، مطالعه و ...)، هدایت کردن، بردن، راهنمایی کردن

pilot interview survey

آمارگیری مصاحبه‌ای آزمایشی، آمارگیری مصاحبه‌ای نمونه

صفحه  278  از  445