pick انتخاب، گزینش، حق انتخاب، بهترین، گلچین، کلنگ، انتخاب کردن، برگزیدن، دستچین کردن، چیدن، کندن، جمع کردن، شکستن، بریدن، کلنگ زدن
picture تصویر، نقاشی، طرح، تابلو، عکس، توصیف، شرح، وضعیت، موقعیت، مجسم کردن، تصور کردن، ترسیم کردن، تصویر کردن
pile شمع، تیرپایه، دستک، توده، کپه، باتری، قوه، راکتور هستهای، راکتور اتمی، کپه کردن، توده کردن، تلنبار کردن، دسته کردن، جمع کردن، انباشتن
pilot خلبان، راهنما، راهنمای کشتی (دریانوردی)، آزمایشی پایلوت، (طرح، مطالعه و ...)، هدایت کردن، بردن، راهنمایی کردن