در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
pH value
میزان PH، درجه اسیدی
phantom
وهم، خیال، توهم، مرموز، ناشناس، موهوم، خیالی
phantom effect
اثر فانتوم (شبح)، درک نادرست علامت به علت نور مزاحم (تداخلی)
phantom light
نور کاذب
phantom toll
عوارض سایهای
phase
مرحله، فاز، برهه، دوره، مرحلهبندی کردن، زمانبندی کردن، برنامهریزی کردن
phase (all - walk) [USA]
فاز تمام پیاده
phase (bus) [USA]
فاز اتوبوس (چراغ راهنمایی) [اصطلاح آمریکایی]
phase (demand – dependant)
فاز وابسته به تقاضا
phase (execution)
فاز اجرا، مرحله اجرا
phase (running)
فاز حرکت، مرحله حرکت
phase (specific) [USA]
فاز ویژه، مرحله خاص [اصطلاح آمریکایی]
phase (traffic)
فاز ترافیک
phase chart [signals]
نمودار فازی [چراغهای راهنمایی]
phase control [signals]
کنترل فاز[چراغهای راهنمایی]
phase diagram [physics]
نمودار فازی[فیزیک]
phase length [signals]
طول فاز، مدت زمان مرحله [چراغهای راهنمایی]
phase overlap
همپوشانی فاز
phase overlap [signals]
همپوشانی فازها [چراغهای راهنمایی]
phase sequence[USA]
توالی فازها، پشت سر هم آمدن مراحل [اصطلاح آمریکایی]
phased application
نصب مرحلهای
phased construction
ساخت مرحلهای، ساخت مرحله به مرحله
phasing
مرحلهبندی، فازبندی
phasing (signal)
فازبندی چراغ راهنمایی
phasing (site)
مرحلهبندی کارگاه، مرحلهبندی ساخت
phasing for pedestrian movement
فازبندی برای عبورومرور عابر پیاده
phasing for through traffic
فازبندی برای ترافیک عبوری
phasing for turning traffic
فازبندی برای ترافیک گردشی
phenol
فنل، اسید کربولیک
philosophy
فلسفه، حکمت، نظریه، اصول، اعتقادات، تئوری، مشرب
phone
تلفن، گوشی (تلفن)، آوا، صدا، تلفن کردن، تلفن زدن، زنگ زدن
phone (free)
تلفن آزاد (غیر پولی)، تلفن سبز
phone (mobile)
تلفن، همراه، موبایل
phone book
دفتر تلفن
phone booth [USA]
کابین تلفن [اصطلاح آمریکایی]
phone box
کابین تلفن
phone card
کارت تلفن
phone survey
تحقیق (بررسی) تلفنی
phonic a/
آوایی، صوتی
phonic insulation
عایقبندی صوتی
phonic protection
حفاظت صوتی
phonic screen
صفحه آکوستیک، دیوار آکوستیک
phosphoric acid
اسید فسفریک
phosphorus
فسفر، گوگرد
photo (air)
عکس هوایی
photochemistry
فتوشیمی
photocopy
فتوکپی، زیراکس، روگرفت، فتوکپی کردن، فتوکپی گرفتن، کپی کردن، روگرفت تهیه کردن
photoelasticity
نورکشایندی، فتوالاستیسیته
photoelectric
نوری ـ برقی، نوار برقی، نور ـ برقی، فتوالکتریک
photoelectric cell
باتری فتوالکتریک، پیل نور ـ برقی، سلول فتوالکتریک
photoengraving
گراورسازی، ساخت کلیشه از عکس
photogrammetric surveying
پیمایش عکسی، تهیه نقشه به کمک عکسهای هوایی
photogrammetry
فتوگرامتری، نقشهبرداری هوایی
photograph
عکس، عکس گرفتن، عکس انداختن، عکس برداشتن
photograph (aerial)
عکس هوایی
photographic
(مربوط به) عکاسی، (مربوط به) عکس، تصویری
photographic library
کتابخانه مصور، کتابخانه تصویری
photographic reproduction
تصویربرداری مجدد
photography
عکاسی، تصویربرداری
photometer
نورسنج
صفحه 277 از 445