در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

perpendicular a/

عمود، قائم، عمودی، ایستاده، ستونی، با شیب تند، پرشیب (صخره و ...)، خط عمودی، خط قائم، حالت عمودی، حالت قائم

person

شخص، فرد، کس، نفر، انسان

person trip

سفر فردی، سفر تولید شده به وسیله یک فرد با هر نوع وسیله نقلیه

personnel

پرسنل، کارمندان، کادر، کارمندان، اداره کارگزینی، اداره امور استخدامی

perspective

ژرف‌نمایی، سه‌بعدی‌نمایی، پرسپکتیو، چشم‌انداز، نما،‌ دورنما، منظره

صفحه  276  از  445