در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

perimeter

پیرامون، محیط، گرداگرد، دور، اطراف

period

مدت، زمان، اوقات، مرحله، دوره، دوران، عصر، ایام

periodic

ادواری، دوره‌ای، متناوب، تناوبی

periodicity

دوره‌ای بودن، حالت تناوبی، فرکانس، بسامد (برق)

peripheral

جنبی، حاشیه‌ای، در حاشیه، کناری، فرعی، پیرامونی

periphery

لبه، حد، مرز، پیرامون، حاشیه، اطراف، دور، کناره

permanent a/

مستمر، دایمی، دایم، ماندگار، پایدار، همیشگی، ثابت، باثبات، ماندنی، ابدی

permanent flow

بده (آبدهی) پایدار، بده دایمی (هیدرولوژی)

permissive

مسامحه‌آمیز، سهل‌انگارانه، آسان‌گیرانه، آسان‌گیر، مسامحه‌کار، مجاز، مختار

permissive sign

تابلوی اجازه‌ دهنده، تابلوی مجاز کننده

permit

اجازه، پروانه، جواز، مجوز، حکم، اجاره‌نامه، اجازه کتبی، اجازه دادن، مجاز شمردن، مجاز دانستن، جایز شمردن، ممکن ساختن، امکان دادن، امکان‌پذیر ساختن، میسر ساختن، موجب شدن

«‹ ۲۷۳  ۲۷۴  ۲۷۵ ۲۷۶ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۷۵ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰