در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

overpayment

اضافه پرداخت، پرداخت اضافی، دستمزد اضافی، حقوق اضافی

overpopulation

اضافه جمعیت، جمعیت‌زیاد، کثرت جمعیت

overseas

برون‌مرزی، خارج از کشور، در خارج، خارجی

overstay

بیشتر ماندن، بیش از حد طولانی کردن، طولانی کردن، طول دادن (اقامت)

overtake

سبقت گرفتن، جلو زدن، پیشی گرفتن، غالب شدن، مستولی شدن

overturn lv/

واژگون کردن، سرنگون کردن، برگرداندن، زیر و رو کردن،‌ عوض کردن، تغییر دادن، واژگون شدن، سرنگون شدن، برگشتن، چپ کردن، چپ شدن

owl service [USA]

سرویس شبانه، خدمات شبانه [اصطلاح آمریکایی]

own

خود، خویش، مال خود، داشتن، صاحب بودن، مالک بودن، در تملک کسی بودن، اعتراف کردن، پذیرفتن، قبول کردن

owner

مالک، صاحب، دارنده

ownership

مالکیت، تملک، حق مالکیت

oxidation

اکسید شدن، زنگ‌زدگی (فلز)

oxidize

اکسید شدن، زنگ زدن، باعث زنگ زدن شدن

oxygen demand (chemical)

اکسیژن مورد نیاز برای واکنش شیمیایی، تقاضای شیمیایی اکسیژن

pace

گام، قدم، سرعت،‌ آهنگ، شتاب (حرکت، پیشرفت)، با قدم اندازه گرفتن، قدم کردن، قدم زدن، گام زدن

pack

بسته، کوله‌پشتی، پاکت، جعبه، بستن، پیچیدن، داخل جعبه گذاشتن، داخل پاکت گذاشتن، انباشتن، پر کردن، بار خود را بستن، چمدان خود را بستن

package

بسته، پاکت، جعبه، قوطی، صندوق، (معامله)، یکجا، (معامله) چکی، بسته نرم‌افزاری (کامپیوتر)

packaging

(طرز) بسته‌بندی، وسایل بسته‌بندی، کاغذ بسته‌بندی

pad

بالشتک (برای جلوگیری از فرسایش و اصطکاک)، لایی، زیرسری، محوطه پرواز (فرودگاه)، بالشتک گذاشتن، لایی گذاشتن، پر کردن

صفحه  263  از  445