در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

outside

بیرون، خارج، قسمت بیرونی، محوطه بیرونی، محوطه، حیاط، خارجی، بیرونی، مشرف به بیرون (دیوار)، بیرون از ساختمان، جنبی، ثانوی، ناچیز، اندک، فراتر از، ورای، سوای، به جزء نزدیک، اطراف

outskirts

حومه، اطراف (شهر)، کنار، پیرامون، حول و حوش

outstation

ایستگاه دورافتاده، پایگاه دورافتاده، پُست دورافتاده

overall

(مربوط به) کل، کلی، جامع، همه‌جانبه، فراگیر، کلاً، در جمع، در مجموع، روی هم رفته

overbreak [tunnel]

خاکبرداری اضافه بر نیمرخ، حفاری اضافی [تونل]

overcrowd

شلوغ کردن، پر کردن، انباشتن

overcrowded

خیلی شلوغ، پر از جمعیت، پر ازدحام، پر جمعیت

overdesign

بیش‌طراحی، طراحی دست بالا

overdue

پرداخت‌نشده، دارای دیرکرد، گذشته از موعد، گذشته از موعد، عقب‌افتاده، تأخیردار، دیر، عقب

overestimate

بیش از حد تخمین زدن، بیش از اندازه برآورد کردن، اضافه برآورد کردن

overestimation

تخمین بیش از حد،‌ برآورد بیش از اندازه

overflow

سرریز، لبریزی، لوله سرریز

overground

زمینی (راه، مسیر)، روزمینی (راه‌آهن)

overhang

یک سرگیردار (سازه)، پیش‌آمده، مشرف (معماری)، پیش‌آمدگی، بیرون‌زدگی، کنسول، طرّه، معلق بودن، آویزان بودن

overhanging

بیرون‌زدگی، پیش‌آمدگی، طرّه

overhangings (successive)

طرّه‌های متوالی، بیرون‌زدگی‌های متوالی، پیش‌آمدگی‌های متوالی

overhead

هوایی (راه‌آهن، کابل)، بالای سر، سقفی، بالارونده، جاری، عمومی، ثابت (هزینه‌ها)

overheads

هزینه‌های بالاسری، مخارج عمومِ، هزینه‌های جاری، هزینه‌های ثابت

overinflated a/

تشدید‌شده، بزرگنمایی شده، مبالغه شده، بیش از حد باد شده (لاستیک)

overland

زمینی، از راه خشکی، از راه زمینی

overload

بار اضافی، اضافه‌بار، زیادی بار کردن، بار را زیاد کردن

صفحه  262  از  445