originate نشأت گرفتن، ریشه گرفتن، ریشه داشتن، آغاز شدن، مبدع بودن، مبتکر بودن، ابداع کردن، موجب بودن، پدید آوردن، به وجود آوردن
oscillate آمدن و رفتن، نوسان داشتن، نوسان کردن، تاب خوردن، مردد بودن، متزلزل بودن، متغیر بودن، در نوسان بودن، نوسان کردن (برق)
outline خطوط کلی، خطوط اصلی، نما، طرح کلی، طرح، رئوس مطالب، نکات عمده، فشرده، خلاصه، چکیده، طرح کشیدن، خطوط اصلی کشیدن، چکیده به دست آوردن، به طور خلاصه گفتن