در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

option

اختیار، قدرت انتخاب، حق انتخاب، امکان، امکان گزینش، حق خرید، حق فروش

orbital

(مربوط به) مدار، مداری، کنارگذر، کمربندی (جاده)

order

نظم، ترتیب، سامان، انضباط، دستور، فرمان، امر، حکم، سفارش، کالای سفارشی (بازرگانی)، حواله، حواله‌کرد (مالی)، دستورجلسه، دستورکار، دستور دادن، امر کردن، حکم دادن، سفارش دادن، نظم و ترتیب دادن، سامان دادن

order (executive) [USA]

دستورالعمل، دستور اجرایی، نظام اجرایی [اصطلاح آمریکایی]

order issuing

فرمان صادر کردن، دستور صادر کردن

ordnance survey

سازمان جغرافیایی (ارتش)، مؤسسه نقشه‌برداری کشوری (بریتانیا)

organic a/

آلی (شیمی)، (مربوط به) جانداران، (مربوط به) موجودات زنده، بدون استفاده از مواد صنعتی (کشاورزی، کشت)، سازمان‌یافته، نظام‌یافته، دارای سیستم (جامعه، وحدت و ...)، طبیعی (تغییرات، ساختار و ...)

organization

سازماندهی، سازمان دادن، ساخت، ساختمان منطقی، انسجام، سازمان‌یافتگی، سازمان، نظام، دستگاه، سیستم

organize

منظم کردن، مرتب کردن، نظم بخشیدن، سازمان دادن، سازماندهی کردن، تشکیل دادن، بنیاد نهادن، تأسیس کردن، ترتیب دادن، متشکل کردن

«‹ ۲۵۸  ۲۵۹  ۲۶۰ ۲۶۱ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۶۰ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰