در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
operation (traffic)
عملکرد ترافیک، کارکرد ترافیک
operation (two – way)
عملکرد دوسویه، کارکرد دوسویه
operation (vehicle)
کارکرد وسیله نقلیه
operation centre
مرکز عملیاتی، مرکز بهرهبرداری
operation engineer
مهندس بهرهبردار
operation [mechanism]
عملکرد ماشین [مکانیسم]
operational a/
عملکردی، عملیاتی، (مربوط به) عملیات، آماده استفاده، آماده بهرهبرداری، آماده عملیات
operational delay
تأخیر عملکردی
operational procedure
روش عملکردی
operational research
تحقیق عملیاتی
operational safety
ایمنی کاربردی، ایمنی عملکردی
operator
اپراتور، متصدی، مأمور، مسؤول، مدیر، گرداننده، صاحب
operator (bus)
اپراتور اتوبوس، راننده اتوبوس
operator (public transport)
اپراتور حملونقل عمومی
operator (road haulage)
اپراتور حملونقل جادهای
operator (taxi)
اپراتور تاکسی، راننده تاکسی
operator¢ s platform
جایگاه اپراتور، محل استقرار اپراتور، سکوی اپراتور
opinion
عقیده، نظر، رأی، فکر، باور، عقیده عمومی، عقاید، افکار عمومی، نظر کارشناسی
opinion (expert)
نظر کارشناسی
opinion (express on)
اظهار عقیده، ابراز عقیده
opinion poll
نظرسنجی، نظرخواهی، سنجش افکار
opinion survey
بررسی عقاید، سنجش افکار
opportunity
فرصت، موقعیت، مجال
Opportunity Cost
هزینه فرصت
opportunity cost of capital
هزینه فرصت سرمایهای
opportunity model
مدل فرصت، مدل موقعیتی
oppose
مخالفت کردن، رویارویی کردن، اعتراض کردن، رقابت کردن، مقابله کردن
opposed
مخالف متضاد
opposed turning movement
حرکت گردشی جریان مخالف
opposing
مقابل، روبرو، طرف مقابل
opposing lane traffic volume
حجم ترافیک خط عبوری مقابل
opposing traffic
ترافیک جهت مخالف، ترافیک مقابل
opposing traffic green
(مدت زمان) سبز ترافیک مخالف
opposing traffic lane
خط عبوری ترافیک مخالف
opposite a/
روبرو، مقابل، روبرویی، مخالف، متضاد
opposite side
سمت مقابل، طرف مقابل
opposite stream
جریان مخالف، جریان روبرو
opposition
مخالفت، مقاومت، تقابل، تضاد، مخالفان، رقبا، گروه مخالف، حزب مخالف، حزب رقیب
optic
(مربوط به) چشم، (مربوط به) بینایی، چشمی، نوری
optical a/
نوری، دیداری
optical card
کارت اپتیک (نوری)
optical disk (numerical)
دیسک رقومی نوری، دیسک رقومی اپتیکال
optical fiber
فیبر نوری
optical fiber cable
کابل فیبر نوری
optical fiber sign
تابلوی فیبر نوری
optical instrument
ابزار نوری، تجهیزات نوری
optical memory
حافظه نوری
optical radiation
تشعشع نوری
optical reading theodolite
تئودولیت با قرائت نوری
optical yield
بازده نوری
optics
نورشناسی، علم اپتیک
optimization
بهینهسازی
optimization (network)
بهینهسازی شبکه
optimization (route)
بهینهسازی مسیر
optimize
بهینه ساختن، بهینه کردن
optimum
بهینه، بهترینف مناسبترین، مطلوب، مناسب، حد مطلوب، بهترین حد
optimum capacity
ظرفیت بهینه
optimum cycle time
مدت زمان بهینه چرخه (چراغ راهنمایی)
optimum moisture content
مقدار رطوبت بهینه
optimum route
مسیر بهینه
صفحه 259 از 445