opening شکاف، سوراخ، گذر، دهانه، ورودی (تونل)، شروع، اول، آغاز، تأسیس، افتتاح، گشایش، مراسم افتتاح، افتتاحیه، فرصت مناسب، موقعیت مناسب، نخستین، نخست، بازشو، بازشدگی، درگاهی، باز کردن، گشودن
operate کارکردن، عمل کردن، مؤثر بودن، کارگر بودن، فعالیت داشتن، باز بودن، اداره شدن، به کار انداختن، راه انداختن (موتور)، اداره کردن، گرداندن، موجب شدن، باعث شدن، به دنبال داشتن، جراحی کردن
operation بهرهبرداری، طرز کار، طرز عمل، کار، عمل، عملکرد، کارکرد، تأثیر، اثر، اداره، گرداندن، گردش (امور)، فعالیت، عملیات، عمل جراحی