در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

modular

پیمانه‌ای، مدولی، بخش بخش، دارای قطعات مجزا، قطعه‌ای، قطعاتی

modulation

مدول‌سازی، مدولاسیون، تعدیل، پیمون‌بندی (معماری)

moist

مرطوب، تر، نم‌دار، نمناک

moisten

تر شدن، مرطوب شدن، تر کردن، نم زدن، مرطوب کردن

mold

قالب، قالب‌گیری کردن

moment

لنگر، ممان (سازه)، لحظه، دقیقه، وقت، موقع، گشتاور (فیزیک)

moment (fixed – end)

لنگر گیرداری، لنگر انتهایی گیردار، گشتاور انتهای گیردار

momentary

بسیار کوتاه، موقتی، گذرا، زودگذر، لحظه‌ای

money

پول، ثروت، دارایی

monitor

صفحه نمایشگر، مونیتور، نمایشگر، دستگاه کنترل، بام نورگیر، بام فانوسی (معماری)، کنترل کردن، زیر نظر گرفتن

monitoring

کنترل، پایش، مراقبت، نظارت

«‹ ۲۴۰  ۲۴۱  ۲۴۲ ۲۴۳ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۴۲ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰