در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

mist

مه، غبار، بخار، مه‌آلود کردن، مه گرفتن، بخار کردن، بخار گرفتن

mix

مخلوط، ترکیب، آمیزه، مخلوط کردن، به هم آمیختن، مخلوط شدن، قاطی شدن

mixed

مخلوط، ترکیب شده، درهم، مختلط، گوناگون، مختلف

mixed lane

خط عبوری برای کلیه وسایل نقلیه، خط عبوری مختلط

mixer

دستگاه مخلوط‌کن، میکسر (بتن، ملات، رنگ)

mixer (dryer drum)

مخلوط‌کن و خشک‌کن گردان، ‌همزن و خشک‌کن استوانه‌ای

mixing

مخلوط کردن، آمیختن

mixture

اختلاط، مخلوط، آمیزه، آمیختن

mobile

قابل جابجایی، قابل انتقال، قادر به حرکت، سیار، متحرک، متغیر، تغییرپذیر

mobility

جابجایی، تحرک، قدرت تحرک، قدرت مانور

modal a/

وابسته به شیوه یا روال یا حالت

mode

شیوه، طرز، روش، روال، نحوه، شکل، سبک، مد، وضعیت، حالت

صفحه  240  از  445