در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

mica

میکا، سنگ طلق

micelle

ریزسازواره، ریزواره

middle

وسط، مرکز، میان، وسطی، میانی

migrant a/

مهاجر، کوچ‌کننده، کوچ‌نشین، کارگر فصلی، کارگر موسمی

mild

آرام، ملایم، نرم، معتدل، سبک، مختصر، کم

mileage

مسافت پیموده شده بر حسب مایل، هزینه سفر برای هر مایل، مصرف، میزان مصرف

milestone

سنگ کیلومترشمار، مایل‌شمار

military

نظامی، ارتشی، (مربوط به) ارتش، (مربوط به) نیروهای زمینی، دقیق، نظامی‌وار (روش، شیوه)

mill

آسیاب، خردکننده، نورد، سنگ‌شکن، کارخانه، کارگاه، ماشن فرز، آسیاب کردن، نورد کردن، فرزکاری کردن، خرد کردن

milling

تراشکاری (سنگ، فلزات)، فرزکاری

صفحه  238  از  445