در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

metallic a/

فلزی، فلزمانند، براق، درخشان، متالیک (رنگ)

meter

متر، دستگاه اندازه‌گیری، دستگاه شماره‌انداز، کنتور، تاکسی‌متر (تاکسی)، پارکومتر

meter (rut)

دستگاه سنجش شیارشدگی، شیارسنج

metering

شمارش، سنجش، اندازه‌گیری

metering (ramp) [USA]

تنظیم جریان ورودی به آزادراه در ساعات اوج [اصطلاح آمریکایی]

method

روش، شیوه، نحوه، راه، طریقه، طرز

methodology

متدولوژی، روش‌شناسی، روش‌ها، شیوه‌ها، راه، طریق، روش

metrication

تبدیل به سیستم متریک، متریک کردن

metro

مترو، قطار شهری زیرزمینی

metrology

علم سنجش اوزان و ابعاد، سنجش‌شناسی

metropolist

کلان‌شهر، مادرشهر، شهر اصلی، پایتخت

metropolition a/

وابسته به کلان‌شهر، کلان‌شهری، شهری، مربوط به پایتخت، اهل مادرشهر، ساکن مادرشهر، پایتخت‌نشین

«‹ ۲۳۵  ۲۳۶  ۲۳۷ ۲۳۸ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۳۷ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰