measure اندازه، مقدار، میزان، مقیاس، معیار، معیار اندازهگیری، مقیاس اندازهگیری، وسیله اندازهگیری، پیمانه، ملاک، محک، لایحه (مجلس)، اقدام، تمهید، تدبیر، طرح، برنامه، اندازهگیری کردن، اندازه گرفتن، پیمانه کردن، ارزیابی کردن، برآورد کردن
mechanical a/ (مربوط به) ماشین، ماشینی، مکانیکی، خودکار، اتوماتیک، (شخص) فنی، دارای اطلاعات مکانیکی، وابسته به کار یدی