در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

materials

لوازم، ابزار، وسایل، مصالح، مواد

matrix

ماتریس، چارچوب، قالب، بافت، جدول ارقام، جدول مشخصات

matter

ماده، محتوا، موضوع، مضمون، مطلب، قضیه، مسأله، کار، امر، اهمیت، اعتبار، مهم بودن، اهمیت داشتن، فرق داشتن، فرق کردن، تفاوت کردن، تفاوت داشتن

matter (printed)

مطلب چاپ‌شده (شامل کتاب، نشریه، بروشور و ...)

maximum

حداکثر، بیشینه، بیشترین، بیشترین حد

maximum speed

حداکثر سرعت، سرعت حداکثر (بیشینه)

maze

شبکه پیچ‌درپیچ، دهلیز تو در تو، لابیرنت، هزار تو، مارپیچ (معماری)

mean

متوسط، میانگین، حد وسط، معدل، حقیر، پَست، کم‌مایه، پیش‌پاافتاده، نشانه بودن، معنی را رساندن، دلالت کردن، منتهی شدن، معنی دادن، قصد داشتن، خواستن، اهمیت داشتن، مهم بودن

mean distance headway

میانگین فاصله مسافتی (بین وسایل نقلیه)، متوسط سرفاصله

mean flow rate

میانگین نرخ جریان، متوسط میزان جریان (ترافیک)

«‹ ۲۳۱  ۲۳۲  ۲۳۳ ۲۳۴ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۳۳ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰