در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

maintenance depot

مرکز نگهداری، انبار تعمیر و نگهداری، دپوی تعمیر و نگهداری

major

اصلی، عمده، مهم، بزرگ، اساسی، بنیادی، ارشد، بالغ

majority

اکثریت، بخش اعظم، قسمت عمده، بلوغ، سن قانونی

make

نوع،‌قسم، جور، ساخت، مدل، بازده، میزان تولید، ساختن، درست کردن، تولید کردن، آماده کردن، تهیه کردن، ایحاد کردن، مرتب کردن، جمع کردن، وضع کردن، برقرار کردن، بنا کردن (ساختمان)، ایراد کردن (سخنرانی)، مرتکب شدن، تنظیم کردن، باعث شدن، موجب شدن، کسب کردن، به دست آوردن، برآورد ...

maker

سازنده، تولید کننده، خالق

making

ساخت، ساختن، تولید، ایحاد، ترقی، وسیله پیشرفت، راز موفقیت

malfunction

نقص، خرابی، عیب، ایراد، نقص درکار، بد کار کردن، درست کار نکردن

mall

مرکز خرید، بازار، بازارچه، کلوخ‌کوب، پتک زمین‌کوب

man

مرد، اهل، آدم، انسان، شخص، فرد، بشر، خدمتکار، کارگر، کارمند

صفحه  227  از  445