در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

locomotion

حرکت، جابجایی، نیروی حرکت، قدرت جابجایی

locomotive

(مربوط به) حرکت، (مربوط به) جابجایی، دارای نیروی حرکت، دارای قدرت جابجایی، محرکه، لوکوموتیو

lodge

اتاق، خانه، اتاقک، کلبه، لژ، جا دادن، منزل دادن، تسلیم کردن، دادن (شکایت، گزارش)، سپردن، گذاشتن (پول)، زندگی کردن، اتاق گرفتن، منزل گرفتن

lodgement

جا، منزل، خانه، محل، موضع، تسلیم، تقدیم، جا دادن، منزل دادن

lodger

مستأجر، اجاره‌نشین

lodging

محل استقرار (سکونت)، جا، منزل، خانه، مسکن

loess

بادرفت، ماسه بادی

log

کنده درخت، تنه درخت، سرعت‌نما، دفتر کشتی (دریانوردی)، دفترچه پرواز (هوانوردی)، دفترچه (اتومبیل)، انداختن، بریدن، قطع کردن (درخت)، نوشتن، ثبت کردن، در دفتر کشتی ثبت کردن، در دفترچه پرواز ثبت کردن، پیمودن، طی کردن

logbook

دفتر ثبت روزانه (دریانوردی، هوانوردی، راننده کامیون و ...)، کارت مالکیت، دفترچه مالکیت (وسیله نقلیه)

logging

درخت‌بری، درخت‌اندازی

logistics

لجستیک، تدارکات، پشتیبانی

logo

نشانه، علامت، آرم

long

دراز، بلند، طویل، زیاد، طولانی، مدتی طولانی، مدت زیاد

long - term car park

پارکینگ با امکان توقف بلند مدت (مثلاً در فرودگاه‌ها، ایستگاه‌های قطار و ... به صورت روزانه)

longevity

عمر طولانی، طول عمر، دیرپایی

longitudinal

(مربوط به) طول جغرافیایی، طولی‌، در طول

look

نگاه، نظر، ظاهر، حالت، چهره، قیافه، نگاه کردن، نگریستن، به نظر رسیدن، گشتن، جستجوکردن، مشرف بودن، دقت کردن، توجه کردن، دیدن، نشان دادن، با نگاه بیان کردن

lookout

مراقبت، مواظبت، مراقب، محافظ، دیده‌بان، برج دیده‌بانی، محل دیده‌بانی

«‹ ۲۲۰  ۲۲۱  ۲۲۲ ۲۲۳ ›»
۶۰ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۲۲ از ۴۴۵ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰