در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

lining

پوشش، پوشش بدنه (تونل، آبرو)

link

حلقه، حلقه رابط، رشته پیوند، رابط، ارتباط، پیوند، رابطه، لینک، قطعه اتصال، تنگ، خاموت (بتن مسلح)، وصل کردن، متصل کردن، پیوند دادن، به هم ملحق شدن، به هم ارتباط دادن، وصل شدن، متصل شدن، ارتباط یافتن

link (bus)

ارتباط بین دو نقطه با اتوبوس

linkage

ارتباط، رابطه، پیوند، اتصال

linking

ارتباط، اتصال، پیوستگی

liquid

مایع، آبگونه،‌آبکی، شل، روشن، درخشان، شفاف، صاف، ناپایدار، قابل تبدیل به پول، نقدشدنی

liquidity

مایع بودن،‌ آبگونگی، روانی، نقدینگی، قدرت پرداخت بدهی‌ها

list

فهرست، لیست، سیاهه، صورت، ریز، جدول، فهرست کردن، لیست کردن، صورت برداشتن، در فهرست آوردن، ثبت کردن، در لیست گذاشتن

list (check)

چک لیست، فهرست بازبینی، صورت رسیدگی

list (mailing)

صورت (اسامی) طرف‌های مکاتبه، ریز مکاتباتی

listing

به صورت فهرست درآوردن، فهرست کردن، لیست کردن، فهرست، لیست

literature

آثار ادبی، نوشته‌ها، کتاب‌ها، آثار

litigation

اقامه دعوی، شکایت، دادخواهی

litter

آشغال، زباله، به هم‌ریختگی، به هم ریختن، به هم ریخته کردن

live

زنده، فعال، پرتحرک، برق‌دار (سیم)، پرشور، افروخته، روشن، برقی (راه‌آهن)، دایر، برقرار (مؤسسه)، مستقیم (رادیو، تلویزیون)، مطرح،‌ داغ، تازه، مهم، حیاتی، زنده بودن، حیات داشتن، زندگی کردن، اقامت داشتن، سکونت داشتن، دوام آوردن

living

زندگی، زنده، جاندار، قوی، محکم، فعال، دایر، وسیله امرار معاش، امرار معاش، معیشت، گذران

load

بار، محموله، بار کردن، بار زدن، بارگیری کردن، بارگذاری کردن

load (collapse)

بار فروریزش، بار فروریختگی، بار تخریب، بار ویران

صفحه  219  از  445