در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
lighting furniture
وسایل روشنایی، لوازم نورپردازی
lighting maintenance
نگهداری وسایل روشنایی (لوازم نورپردازی)
lighting mast
تیر چراغ برق، تیر (دکل) روشنایی
lighting pole
تیر چراغ برق، تیر روشنایی
lighting technician
تکنیسین نورپردازی، متخصص روشنایی
lighting tube
لامپ روشنایی
lighting – up time
زمان روشنی، مدت زمان روشنایی (روشنبودن)
lightly
سبک، نرم، کم، به نرمی، آرام، به آرامی، با ملایمت
lightly trafficked pavement
روسازی دارای ترافیک سبک
lightness
روشنی، روشنایی، سبکی، نرمی
lightning [thunderstorm]
برق، آذرخش، صاعقه
lights (traffic)
چراغهای ترافیکی
lightweight
سبک، کموزن، بیاهمیت، معمولی، متوسط، پیشپاافتاده
lightweight concrete
بتن سبک
lightweight motorcycle
موتورسیکلت سبک
ligneous a/
چوبی، از جنس چوب، چوبسان
ligneous plants
گیاهان چوبی (چوبدار)
like
شبیه، مثل هم، همانند، مشابه، دوست داشتن، علاقه داشتن، ترجیح دادن
likelihood
احتمال
lime
آهک، آهک زدن، آهکی
lime (hydrated)
آهک آبدارشده، آهک آبدیده، آهک شکفته
lime (slaked)
آهک کشته، آهک شکفته
lime - stabilized soil
خاک تثبیتشده با آهک
lime soils
خاکهای آهکی
limestone
سنگ آهک
limit
مرز، حد، محدوده، محدودیت، محدود کردن، حدی قایل شدن
limit (Atterberg)
حد آتربرگ (نوعی آزمایش در مکانیک)
limit (emission)
محدوده انتشار، حد انتشار
limit (liquid)
حد روانی (خاک)
limit (lower)
حد پایینی
limit (operating)
محدوده کاربرد، محدوده عملکرد، محدوده بهرهبرداری
limit (plastic)
حد خمیری
limit (road with no speed)
راه بدون محدودیت سرعت
limit (shrinkage)
حد انقباض، حد جمعشدگی (خاک)
limit (stabilization)
حد تثبیت، حد تحکیم
limit (time)
مهلت، محدودیت، زمانی، ضربالاجل
limit (time) [parking]
محدودیت زمانی [پارکنیگ]
limit (upper)
حد بالایی، حد فوقانی
limit during thaw conditions (weight)
حد وزنی طی شرایط ذوبشدگی
limit line
خط ایست (قبل از تقاطع)
limit state
حالت حدی، وضعیت حدی
limit state (ultimate)
حالت حدی نهایی (سازه)
limitation
محدودیت، محدودسازی، تحدید، حد و مرز
limitation (speed)
محدودیت سرعت
limited
محدود، اندک، کم
limited access (road with)
راه با دسترسی محدود
limited company (public)
شرکت سهامی عام (بریتانیا)
limited duration parking
پارکینگ با محدودیت زمانی
limited headroom
ارتفاع آزاد محدود
limited invitation to tender
دعوت به مناقصه محدود، دعوت به مزایده محدود
limited operating condition
شرایط عملکردی محدود
limited service
سرویسدهی محدود، خدمات محدود
limited speed
سرعت محدود
limited tendering
مناقصه محدود، مزایده محدود
limited – liability company
شرکت با مسؤولیت محدود
limiter (speed) [lorry]
محدودکننده سرعت [کامیون]
limiting value
ارزش جدی
limits (confidence)
حدود اطمینان
limits (construction) [USA]
حدود ساخت [اصطلاح آمریکایی]
limits (roadbed)
حدود بستر راه
صفحه 217 از 445