در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

light

سبک، ملایم، آهسته، آرام، بی‌اهمیت، کم‌اهمیت، جزیی، خفیف، رقیق (مه)، راحت، آسان، روشنایی، نور، چراغ، برق، نورگیر، پنجره، روشن، پرنور، روشن کردن، روشن شدن، با چراغ راهنمایی کردن

light (revolving)

چراغ گردان، چراغ چرخان (آمبولانس، ماشین‌های پلیس و ...)

light (stop)

چراغ توقف، چراغ ایست (چراغ ترمز)

light (white)

نور سفید، چراغ سفید، روشنایی سفید

صفحه  215  از  445