در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

lean

لاغر، باریک، قفیر، کم‌مایه، خم شدن، کج شدن، یکور شدن (دیوار، ساختمان)، تکیه دادن، تکیه کردن

lean concrete

بتن لاغر، بتن کم‌سیمان، بتن کم‌مایه

learn

یادگرفتن، فراگرفتن، آموختن، مطلع شدن، باخبر شدن، آگاه شدن

learner

نوآموز، مبتدی، کارآموز،

lease

قرارداد اجاره، اجاره‌نامه، (مدت) اجاره، مورد اجاره، اجاره کردن، اجاره دادن

leasing

اجاره‌گیری، لیزینگ

least

کمترین، کوچکترین، حداقل، کمترین مقدار، کمترین مورد، کوچکترین چیز

leave

اجازه، رخصت، عزیمت، ترک، ترک کردن، رفتن، خارج شدن، بیرون رفتن، جا گذاشتن، گذاشتن، قراردادن، سپردن، محول کردن، واگذار کردن، حرکت کردن، رهسپار شدن، استعفا دادن

lecture

کنفرانس، سخنرانی، موعظه، پند، اندرز، سرزنش، سخنرانی کردن، نطق کردن، درس دادن، پند و اندرز دادن، ملامت کردن

lecturer

سخنران، مدرس، مربی، استاد دانشگاه (در آمریکا)

ledge

لبه (ساختمان)، سنگ بستر، تاقچه، رفت، تیر سرتاسری (داربست)

left

چپ، سمت چپ، طرف چپ، گردش به چپ، به سمت چپ، به طرف چپ

left exit

خروجی چپ، خروجی از سمت چپ

left – luggage lockers

قفسه‌های قفل‌دار مخصوص نگهداری بار، بخش امانات، محل سپردن چمدان‌ها

legal a/

قانونی، مطابق با قانون، مشروع، حقوقی

legal proceedings

محاکمه، دادرسی، جریان محاکمه، جریان رسیدگی

صفحه  211  از  445