در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

land tax

مالیات زمین، مالیات اراضی

land use plan

طرح کاربری زمین، برنامه کاربری زمین

land valuation

ارزش‌گذاری زمین، ارزیابی زمین، تعیین ارزش زمین

landed a/

غیرمنقول (دارایی)، به صورت زمین، مالک، زمین‌دار

landfill

دفن زباله، زباله، گورستان زباله، خاک دستی ریختن

landing

فرود (هواپیما)، ورود به خشکی، پیاده شدن در ساحل، بارانداز، اسکله، پاگرد (پله)

landlocked area

منطقه محصور در خشکی (بدون دسترسی به دریا)

landmark

علامت مرزی، مرزنما، سنگ‌چین، راهنما، علامت، نشانه، تفکیکی ثبتی (حقوق)، رویداد بزرگ، حادثه دوران‌ساز، نقطه عطف

landowner

صاحب زمین، ملّاک، زمین‌دار

landscape

منظره، چشم‌انداز، دورنما، نما، منظره‌سازی، محوطه‌سازی، محوطه‌سازی کردن، منظره‌سازی کردن، طراحی کردن

landscape design

طراحی منظر، طراحی چشم‌انداز، طراحی محوطه

landscaped area

منطقه محوطه‌سازی شده، منطقه منظرآرایی شده

landscaping

منظرآرایی، محوطه‌سازی، منظرسازی

lane

کوچه، راه باریک، کوی، گذر، فاصله (میان صفوف افراد)، مسیر،‌خط، باند،‌ زنجیره ماشین‌ها، ردیف ماشین‌ها

lane (bus)

خط عبوری ویژه اتوبوس، مسیر ویژه اتوبوس

lane (carpool)

مسیر ویژه خودروهای چند سرنشین، خط عبوری ویژه هم‌پیمایی

صفحه  206  از  445