در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

junction (raised)

تقاطع بالاآمده، تقاطع برجسته، تقاطع مرتفع

junction point

نقطه اتصال (قوس)، نقطه تلاقی (منحنی کلوتوئید و قوس دایره)، سوزن انشعاب (راه‌آهن)

junction signal cycle

چرخه چراغ راهنمایی در تقاطع، سیکل چراغ راهنمایی تقاطع

junket

سفر تفریحی و بدون هزینه، سفر تفریحی به خرج دولت

jurisdiction

حق قضاوت، حق قانونی، صلاحیت قانونی، اختیارات قانونی، قدرت قانونی، اختیار، حق نظارت، اختیارات، حوزه قضایی، حدود اختیارات قانونی، صلاحیت

صفحه  202  از  445